تجربه
تجربیات خوشایند و ناخوشایندی که طی سالها فعالیت در عرصههای مختلف به عنوان مهندس، طراح، مشاور، مجری، نویسنده، فعال اجتماعی و مطبوعاتی و… داشتم، مرا به این نتیجه رساند که دلیل اساسی مشکلات فردی و اجتماعی که درگیر آنها هستیم، مجموعهای از نکات فرهنگی غیرسازنده است. در بیشتر موارد نکته یکی است ولی در موقعیتهای مختلف به شکلهای متفاوت بروز مینماید. به عنوان مثال، ما ملت دقیقه نودی هستیم؛ خواه به عنوان محصل در مدرسه یا دانشجو در دانشگاه یا کارشناس در سازمان و… . چه در رابطه با همسر و پدر و مادر و… در برنامههای خانوادگی و چه در رابطه با دیگران در پروژههای سازمانی و اجتماعی و عمرانی. با قدری تأمل میتوان از این نکات نمونههای بسیاری مثال زد. شاید بارزترین نکته که همگان بر آن اذعان دارند در مورد کار گروهی و تعامل با دیگران است. خواه این گروه یک خانواده دو نفره باشد و خواه گروه چند میلیون نفری جامعه، یا کشور ما. در ورزشهای گروهی به خوبی نکات فرهنگی غیرسازندهای که درگیر آنها هستیم قابل مشاهده هستند. متأسفانه رسانهها و روشنفکرنماها هم عمدتاً به این نکات مخرب دامن میزنند.
مجیدرضا نقیه
تولد
سال ۱۳۷۳ شعری از حیدر یغمای نیشابوری (شاعر خشتمال)، نظرم را جلب کرد با مطلع عاقبت ای خاک جانبخش وطن میسازمت.
زندگی نامه حیدر یغمای نیشابوری
از آنجایی که از دبستان به مطالعه تاریخ علاقمند بودم، با مطالعه این شعر، جرقهای در ذهنم ایجاد شد که چگونه ما که قبل از اسلام، حکومتهایی همچون هخامنشیان و ساسانیان را داشتیم و پس از اسلام حکومتهایی همچون سلجوقیه و صفویه، همچنین قبل از اسلام افرادی همچون کوروش، داریوش، آریو برزن، و بزرگمهر را داشتیم و پس از اسلام افرادی همچون خواجه نصیرالدین طوسی، خواجه نظامالملک، زکریای رازی، خیام، ابن سینا، شیخ بهایی و… را داشتیم، چرا دچار چنین سرنوشتی شدهایم و کشورهای غربی با قدمت تاریخی نه چندان زیاد، پیشرفت کردهاند (آن هم پیشرفت و نه توسعه).
در نتیجه با خود گفتم یک جاهایی از تاریخ به ما دروغ گفتهاند. از این رو در سال ۱۳۷۳ پژوهشی عمیق و منحصر بفرد را به قصد عارضهیابی افراد، خانوادهها، کسبوکارها، سازمانها، صنایع، و جوامع، دلایل رشد و بالندگی آنها و همچنین یافتن الگوهای توسعه پایدار فردی، خانوادگی، سازمانی، صنعتی، و اجتماعی از طریق مطالعه تطبیقی و تحلیلی و موشکافانه تاریخ ایران و جهان آغاز نمودم. همچنین بصورت همزمان در حال رصد و گردآوری الگوهای توسعه پایدار فردی، خانوادگی، سازمانی، صنعتی، و اجتماعی در سراسر جهان بودم.
الگوریتمها و نکات یکسانی تکرار میشود. به بیان دیگر الگوریتمها و نکات سازنده و غیرسازندهای که باعث رشد و بالندگی یا اضمحلال افراد و تمدنها و جوامع میشوند یکی است.
از این رو به نظر میآمد زیربنای توسعه پایدار اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… در خانوادهها، جامعه، و کشورها توسعه فرهنگی است. بنابر این به سهم خود برای تاسیس موسسهای فرهنگی گام برداشتم که نهایتا به شبکه جهانی توسعه پایدار انجامید.
عزیزان بسیاری در شکلگیری و نظم و نسج این سازمان مشارکت نمودند که برخی از آنها دیگر در بین ما نیستند؛ اگرچه خاطرات آنها همیشه برای من زنده بوده و همواره سپاسگزار تمامی این عزیزان بوده و هستم.
هجمه فرهنگی مخرب و غیرسازنده آنچنان قوی و وسیع است که شبکه جهانی توسعه پایدار را بر آن داشت اهداف خود را گسترده و عمیق بیان دارد. اینها اهدافی نیستند که یک سازمان بتواند به تنهایی به آنها دست یابد.
از این رو شبکه جهانی توسعه پایدار در دو بخش تعریف شد:
یک بخش کاملا رسمی و موظف که بارزترین قسمت آن، دایره آموزش است و بخش دیگر قسمت مشارکتی شبکه جهانی توسعه پایدار که در باشگاه بینالمللی سیمرغ تعریف شده است که همچون یک سازمان مردم نهاد بینالمللی (NGO) مشارکت اعضا و عموم آحاد جوامع را در «ایدهپردازی، راهاندازی، و اجرای فعالیتها و پروژههای فرهنگی – اجتماعی» جلب مینماید.
یادش بخیر با زندهیاد استاد محمد مهریار در منزل ایشان درباره تأسیس و برنامههای آن مؤسسه فرهنگی که به شبکه جهانی توسعه پایدار انجامید، مشورت میکردم؛ ایشان فرمودند «پس سازمانی میخواهد راهاندازی شود که از طریق برنامههای فرهنگی انسانسازی کند؛ مبارک باشد. ولی دشواریهای کار فرهنگی در بخشهای مختلف اعم از اداری، اجتماعی و… و حتی دیدگاههای مخاطبان و استادان و… چنین سازمانی را به ستوه خواهد آورد». باید اذعان کنم آن زمان غره از نتایج کارهای خود، صحبت استاد را آنچنان که باید جدی نگرفتم زیرا در ابتدا با توجه به سوابق اجرایی و… که داشتم تصور نمیکردم این کار، کار دشواری باشد ولی همراه با هیأت مؤسس خیلی زود اولین درس را گرفتیم:
“زمانی که از تغییر، رشد، و تحول صحبت به میان میآید، اولین مواردی که خود را مینمایاند مقاومتهای ذهنی افراد است. این مقاومتها بلافاصله به صورت مکالمات ذهنی و رفتارهای غیرسازنده و حتی مخرب آشکار میشود. هرگونه مانع فردی و باور و تعصب فرهنگی و غیرسازنده در مورد زمان، پول و… پیش از پتانسیلها و تواناییها رخ مینمایاند و از تغییر به سمت سازندگی و رشد جلوگیری میکند. این ماهیت رشد است که قبل از جوانه زدن، پوسته بیرونی تحت فشار قرار میگیرد. ولی نکته غیرسازنده در این مورد، فرافکنی این فشارها به دیگر همراهان و از جمله خود سازمان و شخص من بود که فشارها را دو چندان میکرد.”
از این رو با خود و تیم اجرایی شبکه جهانی توسعه پایدار پیمان بستیم که خودمان اولین هنرجویان این راه باشیم و چون انتخاب کردهایم در این مسیر قدم برداریم بایستی به هر آنچه پیش میآید خوشآمد بگوییم، از آن درس بگیریم، تغییر کنیم، و متحول شویم؛
چرا که به قول حافظ:
| در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست | در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست |
به هر حال با وجود تمامی این فشارها، قدم در راه گذاشتیم که به فرموده شیخ فریدالدین عطار:
| تو پای به راه در نه و هیچ مپرس | خود راه بگویدت که چون باید رفت |
با خود عهد کردیم که اولین رهرو این راه خودمان باشیم. در این سالها آنچه که به ما در برابر ناملایمات و فشارها، نیرو و توان میداد عشق و ایمان بود:
“عشق و ایمان بال پروازم بداد …”
پایان کلام اینکه:
| سخن عشق نه آن است که آید به زبان | ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت |
با اعلام اینکه هنوز در ابتدای راه هستیم از همه عزیزان دعوت میکنیم تا در این «راه» فرهنگسازی و توسعه پایدار (فردی، خانوادگی، اقتصادی، سازمانی، و اجتماعی) با ما همراهی و مشارکت فرمایید.