راهی که پیمودیم

  تجربه تجربیات خوشایند و ناخوشایندی که طی سال‌ها فعالیت در عرصه‌های مختلف به عنوان مهندس، طراح، مشاور، مجری، نویسنده، فعال اجتماعی و مطبوعاتی و… داشتم، مرا به این نتیجه رساند که دلیل اساسی مشکلات فردی و اجتماعی که درگیر آن‌ها هستیم، مجموعه‌ای از نکات فرهنگی غیر‌سازنده است. در بیشتر موارد نکته یکی است ولی در موقعیت‌های مختلف به شکل‌های متفاوت بروز می‌نماید. به عنوان مثال، ما ملت دقیقه نودی هستیم؛ خواه به عنوان محصل در مدرسه یا دانشجو در دانشگاه یا کارشناس در سازمان و… . چه در رابطه با همسر و پدر و مادر و… در برنامه‌های خانوادگی و چه در رابطه با دیگران در پروژه‌های سازمانی و اجتماعی و عمرانی. با قدری تأمل می‌توان از این نکات

۱- فرهنگ فردی و نقش آن در فرهنگ اجتماعی و سازمانی و افزایش بهره‌وری

امروزه همه‌جا صحبت از توسعه، موفقیت، و بهره‌وری است. در خانواده و محیط کار و تحصیل، همه در پی آموزش و یافتن راهکارهایی جهت موفقیت در اهداف زندگی‌شان هستند. شرکت‌ها، سازمان‌ها، و جوامع همواره در تکاپوی آموزش بیشتر پرسنل و اعضای خود در حرفه تخصصی‌شان هستند تا بتوانند به توسعه و بهره‌وری بیشتر دست یابند. آموزش‌های تخصصی به اندازه‌ای حیاتی به نظر می‌رسند که در بیشتر موارد فراتر از یک واحد سازمانی بلکه حتی به صورت یک دانشگاه فضای سازمان را تحت پوشش و تأثیر قرار می‌دهند. اکثر این تلاش‌ها نسبت به دوره زمانی عصر حاضر کم‌توجه هستند. در عصر فراصنعتی، پاره‌ای از اندیشمندان علوم مدیریت بر این باورند که اگرچه آموزش‌های حرفه‌ای و تخصصی امری لازم است ولی برای

۲- نقش پوپولیسم و لمپنیسم در “فرهنگ، اقتصاد، و توسعه”

«این مقاله پس از مطالعه تطبیقی و تحلیلی و موشکافانه تاریخ ایران و جهان در سال ۱۳۷۳ نگارش یافت.» ایران کشوری چند هزار ساله است. این ویژگی از نظر فرهنگی هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از این رو که دارای غنای گسترده و عمیقی است و تهدید از این بابت که در برابر تغییر، مقاومت بسیار زیادی وجود دارد. آنچه که در حال حاضر، یک تهدید جدی برای فرهنگ، اقتصاد، توسعه، و بنیاد این جامعه و کشور می‌باشد، پدیده پوپولیسم و لمپنیسم (پدیده پ.ل.) می‌باشد که واگیردار نیز هست! و از فردی به فرد دیگر سرایت می‌کند! منظور از پوپولیسم، سطحی‌نگری است و منظور از لمپنیسم، بی بند و باری است. بی بند و باری‌های فکری، اخلاقی، رفتاری،

۳- نقش فرهنگ، هنر، ادبیات، و حکمای ایران‌زمین در اعتلای تمدن بشری

ادبیات ایران‌زمین بوسیله حکما و مشایخ این مرز و بوم به یادگار مانده است. تمامی ادیبان ما از لقب حکیم یا شیخ، پیش از نام خود برخوردارند. همان‌طور که می‌دانیم در زمان گذشته حکیم یا شیخ به فردی می‌گفتند که بر بیشتر علوم زمان خود آگاهی داشته است (همه چیز دان). از این رو بسیار بعید به نظر می‌رسد شخصی همچون حکیم ابوالقاسم فردوسی، سی سال عمر خود را تنها برای سرودن شعر سپری کند؛ که این امر ناقض حکمت است! بلکه حکما و مشایخ ما از ادبیات به عنوان بهترین ابزار مناسب برای انتقال دانش، بینش، و حکمت خود بهره گرفته‌اند؛ حکمتی که فارغ از زمان و مکان، و جهان‌شمول است؛ بگونه‌ای که در هر زمانه‌ای و برای هر

۴- نقش خانواده در رشد و بالندگی افراد، خانواده‌ها، سازمان‌ها، و جوامع

خانواده نخستین، تأثیرگذارترین، و مهم‌ترین گروه اجتماعی است. رشد و نمو افراد، و شکوفایی یا سرکوب توانایی‌های بالقوه آن‌ها از همان دوران نوزادی و کودکی در خانواده صورت می‌پذیرد. تأثیر‌پذیری و الگو‌برداری کودکان و افراد از نهاد خانواده به رفتار آن‌ها می‌انجامد و همان‌گونه که می‌دانید: «رفتار به عادت، عادت به شخصیت، و شخصیت به سرنوشت منتج می‌شود» افراد تحت تأثیر خانواده، محیط مدرسه و دانشگاه، و محیط کار و اجتماع، آگاهانه و بیشتر ناآگاهانه رفتارهایی را انتخاب می‌کنند که به “سبک زندگی” آن‌ها می‌انجامد.

۵- سبک زندگی و تأثیر آن در سلامتی (جسمی، ذهنی، و روانی) و رسیدن به اهداف

سبک زندگی (lifestyle) برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. این عبارت اولین‌بار توسط آلفرد آدلر در سال ۱۹۲۹ ابداع شد. سبک زندگی (یا شیوه زندگی)، مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتاری، حالت‌ها، و سلیقه‌ها در هر چیزی را در بر می‌گیرد. به بیان دیگر، سبک زندگی و فرهنگ فردی افراد در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی‌شان را آزادانه انتخاب کنند. ولی نکته مهم‌تر آن است که سبک زندگی (که وابستگی شدیدی به فرهنگ فردی اشخاص دارد)، بایستی آگاهانه و بالغانه انتخاب شود. در بیشتر موارد ناراحتی‌ها، ناهماهنگی‌ها، ناهنجاری‌ها، ارتباطات ناسالم، دلخوری‌ها، و به‌ویژه بیماری‌ها از سبک زندگی غیرسازنده (که اغلب ناآگاهانه انتخاب شده است) حادث می‌شوند. در اغلب مواقع، مجموعه عناصر