برو کار میکن مگو چیست کار
که سرمایه جاودانی است کار
سیستمهای آموزشی و پرورشی ما در مدارس و دانشگاهها کارمندپرور هستند نه کارآفرینپرور.
از این رو است که افراد پس از فارغالتحصیلی انتظار دارند شغل مورد نظر از سوی خانوادهشان یا دولت فراهم آید. البته این امر تقریبا در همهی دنیا صادق است.
به بیان دیگر، داشتن ایده یا تخصص یک مقوله است و اجرایی کردن ایده یا اداره کردن یک کسبوکار، مقولهای دیگر.
مشکل اساسی در جوامع ما، تعریف “کار” است. به همین نکته دقت کنید که در فرهنگ ما بصورت روزمره چه بسیار گفته میشود “کار و زندگی”. در حقیقت، مشکل اصلی این است که بصورت ناخودآگاه، “کار” را مقولهای جدای از “زندگی” میدانیم و نه بخشی از آن.
از سوی دیگر، حتی بیشتر صاحبان کسبوکار نیز کسبوکار خود را بصورت سنتی اداره میکنند و از مباحث حرفهای و به روز غافل ماندهاند. در حقیقت در این مورد نیز با فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی فاصله گرفتهایم. فقط میگوییم “کاسب حبیب خداست”. آیا کاسبی که نسبت به اخلاق حرفهای، و تعهدات حرفهای، و مسئولیت اجتماعی بیگانه است و اصول مشتریمداری را رعایت نمیکند، همچنان حبیب خداست؟ به هر حال، هدف نخست از راهاندازی بخش “فرهنگ کار و روابط حرفهای”، ایجاد فضای پرورش کارآفرینان و بسط و گسترش مفاهیم کارآفرینی است؛ و هدف دوم، ارتقای فرهنگ کار و روابط حرفهای (از جمله فرهنگ مدیریت و بهرهوری) میباشد.