۲- نقش پوپولیسم و لمپنیسم در “فرهنگ، اقتصاد، و توسعه”

«این مقاله پس از مطالعه تطبیقی و تحلیلی و موشکافانه تاریخ ایران و جهان در سال ۱۳۷۳ نگارش یافت.»

ایران کشوری چند هزار ساله است. این ویژگی از نظر فرهنگی هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از این رو که دارای غنای گسترده و عمیقی است و تهدید از این بابت که در برابر تغییر، مقاومت بسیار زیادی وجود دارد.

آنچه که در حال حاضر، یک تهدید جدی برای فرهنگ، اقتصاد، توسعه، و بنیاد این جامعه و کشور می‌باشد، پدیده پوپولیسم و لمپنیسم (پدیده پ.ل.) می‌باشد که واگیردار نیز هست! و از فردی به فرد دیگر سرایت می‌کند! منظور از پوپولیسم، سطحی‌نگری است و منظور از لمپنیسم، بی بند و باری است. بی بند و باری‌های فکری، اخلاقی، رفتاری، حرفه‌ای، تخصصی، و حتی دینی و مذهبی.

مشاهده می‌کنیم که همه در هر موردی اظهار نظر می‌کنند ولی هیچ‌کس حتی کار خودش را متعهدانه و مسئولانه انجام نمی‌دهد. سطحی‌نگری (پوپولیسم) باعث می‌شود که تحت تأثیر یکدیگر احساسی و هیجانی ببینیم، بشنویم، فکر کنیم، تصمیم بگیریم، و نتیجه بسازیم. این‌چنین است که بی بند و باری‌ها اتفاق می‌افتد.

به عنوان مثال سیاست‌مداران و اقتصاد‌دان‌های ما مباحث مربوط به مدیریت راهبردی کشور و اقتصاد کلان را در محافل دوستانه و خانوادگی مطرح می‌کنند و رسانه‌ها نیز به این امر دامن می‌زنند. در نتیجه چون جامعه، خانواده‌ها، و به‌ویژه جوانان الزاماً توان تجزیه و تحلیل مباحث دنیای سیاست و اقتصاد کلان را ندارند، دچار سردرگمی و ناامیدی می‌شوند، و افسردگی و مهاجرت و فرار مغزها تشدید می‌شود.

بدلیل این سردرگمی و تضعیف ایمان و امید، در سطح خانواده‌ها و جوامع احساس نا‌امنی بوجود می‌آید و پیامد آن، شتاب‌زدگی حاصل می‌شود که خود باعث احساسی و هیجانی عمل کردن و به بیان دیگر سطحی‌نگری و بی بند و باری بیشتر می‌گردد.

بدلیل این شتاب‌زدگی و تحت تأثیر القائات کشورهای “به اصطلاح پیشرفته”، روشنفکرانی ظهور پیدا می‌کنند که بدلیل شهوت تأییدیه گرفتن بر روی جهان‌بینی و دیدگاه‌های خود از “توسعه”، به این سیکل معیوب بیشتر دامن می‌زنند و مردم نیز در پی راه‌حل‌‌ها و یافتن الگو، روشنفکران را دنباله‌روی می‌کنند. این سیکل معیوب، نهایتاً خانواده‌ها، جوامع، و کشورها را فلج می‌کند.

منظور این نیست که واقعیت و مسایل موجود را نادیده بگیریم، بلکه قصد بر این است که آگاهانه و بالغانه و بر اساس قوه تمیز و تشخیص (و نه قضاوت)، نسبت به تجزیه و تحلیل مشکلات و یافتن راه حل اجرایی و کاربردی (و نه انتزاعی) اقدام کنیم.

حقیقت این است که تمامی جوامع و کشورها، با مسایلی دست به گریبان هستند و هیچ کشور و جامعه‌ای وجود ندارد که مشکل نداشته باشد. واژه‌های “پیشرفته”، “توسعه”، و “عقب‌افتاده” نیز بخصوص در مورد کشورها نسبی هستند که در چه حوزه‌ای و تحت چه معیارهایی سنجیده می‌شوند که توسعه‌یافته‌اند و پیشرفته هستند یا عقب‌افتاده و در حال توسعه.

سطحی‌نگری (پوپولیسم) و بی بند و باری (لمپنیسم) نیز در همه جای دنیا وجود دارد، با شدت و ضعف‌های متفاوت. تنها راه مقابله با پوپولیسم و لمپنیسم نیز تقویتِ حفظ تعهد و مسئولیت‌پذیری است.

همه بدنبال راه حل، منتظر معجزه هستند و افراد و جوامع، دلیل مسایل و مشکلات‌شان را فرافکنی می‌کنند و نداشتن نتیجه مطلوب را تقصیر شخص یا کشور دیگر می‌دانند. در صورتی که سیستم (خانواده، سازمان، یا جامعه) را افراد تشکیل می‌دهند. افراد نیز از کودکی، ناخودآگاه تحت تأثیر سطحی‌نگری و بی بند و باری‌های فکری و تربیتی و آموزشی و… عموماً پشت مدارک، عناوین، و شعارها پنهان می‌شوند. استتار و پنهان کردن خصوصیات شخصی، از افراد هنر‌پیشگان خوبی می‌سازد و نه انسان‌ها، مدیران یا رهبرانِ لایق، شایسته و تأثیر‌گذار.

چه باید کرد؟

اولین گام برای بالندگی افراد و جوامع و کشورها، باز‌تعریف آگاهانه و بالغانه و کل‌نگر واژگان و مفاهیم در حوزه‌های آموزشی، پرورشی، تربیت، موفقیت، اقتصاد، کار، ثروت، ازدواج، خانواده، کارآفرینی، مد، سلامت، توسعه و… برای زمانه و عصر حاضر می‌باشد.

سپس هر فرد با بررسی و اصلاح فرهنگ فردی (نگرش، باورها، و رفتارهای خود) و تقویت آگاهانه و بالغانه، آگاهی‌ها و مهارت‌های خود می‌تواند به رهبری و مدیریت فردی، به بیان دیگر مدیریت بر خود (مدیریت بر افکار و احساسات و حتی موانع درونی خود) نایل شود.

آن‌گاه این شخص، بعنوان یک فرد مؤثر، مسئولانه و متعهدانه گروه‌های موفق و مؤثر (خانواده، سازمان، یا اجتماع) را شکل می‌دهد. بدین ترتیب هر فرد می‌تواند مسئولانه و متعهدانه با تمرکز بر تغییر نگرش و فرهنگ فردی و سبک زندگی خود، بعنوان یک پایگاه برای تغییر در نگرش و فرهنگ و سبک زندگی خانوادگی، سازمانی، و اجتماعی عمل نماید.

دیدگاهتان را بنویسید