۱۰- کرونا: آغاز رنسانس بشریت به سوی انسانیت

«این مقاله در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۹۸ در آغازین روزهای گسترش اپیدمی کرونا نگارش یافت – هنگام قرائت به زمان نگارش آن توجه فرمایید.»

آری، حقیقت این است که کرونا به رنسانس بشریت در سطح جهانی خواهد انجامید.

حقیقت این است که به لطف ظهور ویروس کرونا، انسان‌ها در حال دریافت آگاهی نسبت به برخی از خطاهای استراتژیک در زندگی شخصی، خانوادگی، و اجتماعی خود هستند.

خطاهایی که نه تنها زندگی خود، بلکه عزیزان و همنوعان و محیط زیست و بشریت را به ورطه نابودی و هلاکت سوق داده بود.

در حقیقت به برکت کرونا ، تعصب کورکورانه بر روی جهان‌بینی‌های مخرب و خرافات و انحرافات و بدعت‌ها برچیده شد.

حقیقت این است که بشریت و تمدن بشری و جهان‌بینی‌ها در حال پاک‌سازی (تزکیه) هستند.

خدا (حضرت حق، کائنات، الله، رب، یا … ) به برکت وجود ویروس کرونا، دست به پاک‌سازی تعصبات (در تمام زمینه‌ها: علمی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی ،فلسفی، اقتصادی، اعتقادی، حتی دینی و مذهبی) و بازآفرینی گسترده ارزش‌ها در سطح جهان زده است.

سپاس‌گزار ویروس کرونا باشیم که همچون یک منجی، آنچه را که به نظر غیرممکن می‌نمود، انجام داد.

اگر از جهان‌بینی‌های قضاوتی خود دست برداریم، یا به بیان دیگر اهل حقیقت باشیم، کرونا را هم یک نعمت می‌بینیم همچون سایر نعمت‌ها و پدیده‌ها.

آن هنگام به معجزات کرونا هم پی می‌بریم.

حافظ که حقیقت‌ها را می‌دیده به بهترین شکل می‌گوید:

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوستدر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

معجزه کرونا این است که بشریت را آنجایی قرار می‌دهد که مولوی به انسان‌ها توصیه می‌کند:

کاغذ اسپید نابنوشته باش

«به اصطلاح نقطه سر خط، همه چیز از نو ساخته و پرداخته شود»

دوران پس از کرونا، دوران وارستگی و رستگاری

وارستگی از پوپولیسم (سطحی‌نگری)، و وارستگی از لمپنیسم (بی بند و باری‌های فکری، اخلاقی، رفتاری، حرفه‌ای و تخصصی، اقتصادی، دینی و مذهبی)،

وارستگی از عادات، خرافات، انحرافات، بدعت‌ها و تعصبات (سنتی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، اعتقادی، روشنفکری، سیاسی، پزشکی، دینی و مذهبی)،

وارستگی و رهایی از اسارت چهارچوب‌ها، اعتقادات، ترس‌ها، منیت‌ها، الگوریتم‌های فکری، الگوهای رفتاری، عادات، فرهنگ‌ها، قضاوت‌ها، باورها، مرزها، و جهان‌بینی‌ها.

رهایی از توهم دانایی و رهایی از توهم آگاهی

وارستگی و رهایی از هر آنچه غیر از حقیقت است

رستگاری و پرواز بشریت به سوی جهانی آرمانی

حقیقت این است که کرونا، پس از هزاران سال، بشریت را به خودواکاوی ناخواسته وادار نمود. (خودواکاوی: Self Processing)

مشکل اصلی بشر، استکبار جهانی نیست، بلکه استکبار درونی است. کرونا ما را در سراسر جهان با حقیقت استکبار درونی‌مان روبرو ساخت: استکبار درونی = تعصب بر روی جهان‌بینی و دیدگاه‌ها و اعتقادات خود، و تلاش جهت انکار و حذف هر آنچه خارج از این جهان‌بینی است (کرونا همچون حضرت ابراهیم، بت‌ها را شکست: بت‌های فردی، اجتماعی، سازمانی، دانشگاهی، روشنفکری، اعتقادی، رسانه‌ای، ملی، و بین‌المللی).

کرونا به ما نشان داد آنچه رسانه‌ها تحت عنوان کشورهای توسعه‌یافته (آمریکا، اروپا، بریتانیای کبیر، ژاپن، استرالیا و…) به ما القاء می‌کردند، آنچنان هم توسعه‌یافته نیستند. بلکه در مواردی، ملت‌هایی که برچسب عقب‌افتادگی به آن‌ها زده بودند از جمله ملت ایران، بسیار هوشمند‌تر، بر اساس ارزش‌های انسانی عمل می‌کنند.

کرونا این حقیقت را آشکار ساخت که کشور و جامعه توسعه‌یافته، انسان‌های توسعه‌یافته می‌طلبد.

کرونا ناکارآمدی مدیران و رهبران بین‌المللی را هویدا ساخت. کرونا نشان داد سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول، و سازمان‌های زیرمجموعه آن‌ها، تا چه اندازه ناکارآمد هستند (به آن‌ها دل نبندیم). کرونا حقیقت این نهادهای بین‌المللی را آشکار ساخت: ابزارهایی هستند دروغین که پس از جنگ جهانی دوم برای پیاده‌سازی استعمار دلار بدون پشتوانه (طلا یا هر پشتوانه دیگری) ایجاد شدند چون پس از قریب به هشتاد سال نتوانسته‌اند شعارهای رسالت وجودی خود (گسترش صلح جهانی و گسترش عدالت و همه‌گیر شدن توسعه پایدار جهانی) را پیاده‌سازی کنند.

کرونا نشان داد که در این سال‌ها تنها منافع کشورهای حاضر در شورای حکام سازمان ملل، مهم بوده است.

خود را برای دوران پس از کرونا آماده کنیم

دوران پس از کرونا، دوران بازآفرینی افراد، خانواده‌ها، کسب‌و‌کارها، سازمان‌ها، و جوامع هست بصورت برنده-برنده، و بر اساس ارزش‌های الهی و انسانی همچون عشق، ایمان، تعهد، صلح درونی و صلح بیرونی، درک، همدلی، صمیمیت، یکی بودن، ایثار و فراوانی و…

دوران پس از کرونا، دوران سازندگی آگاهانه و بالغانه به سمت توسعه پایدار (فردی، خانوادگی، سازمانی، صنعتی، و اجتماعی) می‌باشد.

دوران پس از کرونا، دوران آشتی با خود، آشتی با دیگران، آشتی با طبیعت، و آشتی با جهان هستی است.

دوران پس از کرونا، دوران حکومت آگاهی و عدالت است: بهره‌گیری کامل و کل‌نگر از عقل و علم بر اساس حقیقت و عدالت و در جهت توسعه پایدار و هم‌ساز با طبیعت.

کرونا، سپاس که ما را از جهل و نادانی و استکبار (درونی و جهانی) رهانیدی و با حقیقت‌ها آشنا کردی.

کرونا، سپاس که چشم‌انداز آرمانی خود، خانواده، جامعه، و بشریت را زودتر و چابک‌تر از آنچه فکر می‌کردیم بر ما هویدا ساختی.

تلخی کرونا بخاطر حقیقت موجود در آن است، وگرنه اگر اهل حقیقت باشیم، سپاس‌گزار کرونا هم خواهیم بود.

هوشمندانه زندگی کنیم، سخت زندگی نکنیم

«هوشمندانه خود را برای دوران پس از کرونا آماده کنیم»

اگر انسان‌ها هوشمندانه فکر کنند، کرونا آغاز رنسانس بشریت به سوی انسانیت در سطح جهانی خواهد انجامید زیرا هنگامی که بواسطه کرونا در سراسر جهان ناکارآمدی دولت‌ها و حکومت‌ها هویدا گشت، انسان‌ها به حقیقت آگاه می‌شوند که در طول تاریخ همواره با وجود تمامی مشکلات، این خود مردم بوده‌اند که سازندگی کرده‌اند، ولی جناح‌ها و مسئولان به نام خود ثبت کرده‌اند (کشاورز، کشاورزی کرده است؛ صنعتگر، تولید کرده‌است؛ تاجر، تجارت کرده است؛ کارآفرین، کارآفرینی کرده است و… ).

پس از این آگاهی، مردم مسئولیت خود را بر دوش دولت‌ها و حکومت‌ها نمی‌اندازند و خودشان مسئولیت‌پذیر می‌شوند. از این رو، حقیقت این است که دوران پس از کرونا، دوران حکومت مردم بر مردم است، یا همان شبکه جهانی توسعه پایدار (هم‌افزایی مردم برای حل مشکلات مردم در سطح جهان)

دیدگاهتان را بنویسید