تعریف کارآفرینی

واژه کارآفرینی (به انگلیسی: Entrepreneurship) حدود سیصد سال قدمت دارد. اما کارآفرینی به شکلی که ما امروزه می‌فهمیم (و در رشته‌های تحصیلی مورد توجه قرار می‌گیرد) تنها حدود یک قرن است رواج یافته است.

در این متن دیدگاه‌های مختلف درباره مفهوم کارآفرینی را مرور می‌کنیم تا زوایای مختلف و اهداف کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد.

تعریف کارآفرینی از دیدگاه ژوزف شومپیتر

شومپیتر در سال ۱۹۲۸ تعریف کارآفرینی را به صورت زیر مطرح کرد:

عصاره کارآفرینی در درک و بهره‌برداری از فرصت‌هاست.

ژوزف شومپیتر، در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، مطالعات گسترده‌ای در زمینه کارآفرینی انجام داد و مطالب بسیاری در این حوزه منتشر کرد.

البته او ابعاد کارآفرینی را فراتر از مفهومِ فرصت جویی و فرصت پروری می‌دید. شومپیتر به رابطه بین کارآفرینی و نوآوری توجه ویژه داشت. او پنج شیوه نوآوری را مد نظر داشت:

  •   معرفی یک کالای جدید
  •   به کار گیری یک شیوه‌ی جدید برای تولید یک محصول قدیمی
  •   ایجاد یک بازار جدید برای یک محصول موجود
  •   کشف و به‌کار گیری یک منبع جدید برای تامین مواد اولیه
  •   ایجاد یک ساختار جدید برای یک صنعت موجود

کارآفرین کیست؟

تعاریف کارآفرینی فراوانند، و هر یک بر جنبه‌ای از فرآیند کارآفرینی و ویژگی‌های فرد کارآفرین تأکید کرده‌اند. ولی به نظر می‌رسد صفت‌های زیر، از جمله صفت‌هایی هستند که به کارآفرین‌ها نسبت داده می‌شوند:

  •   خلاقیت
  •   پیشرو بودن
  •   آینده نگاری (ساختن آینده)
  •   آینده نگری (پیش‌بینی آینده)
  •   جرات ریسک کردن
  •   ارزش آفرینی
  •   ایجاد اشتغال
  •   خلق ثروت

مفهوم کارآفرینی در مقالات آکادمیک

فرصت [هوارد استیونسن]

کارآفرینی تعقیب فرصت‌هاست. فرصت‌هایی که فراتر از منابعی هستند که امروز در دسترس داریم.

در تعریف استیونسن دو کلمه کلیدی وجود دارد:

یکی فرصت جو بودن و جستجوی فرصت‌های جدید و دیگری محدود نشدن به منابع در دسترس. شاید بتوان گفت در تعریف کارآفرینی از نگاه استیونسن، ساختن مسیرهای جدید در اقتصاد و محیط کسب و کار اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

ریسک کردن [ریچارد کانتیلون]

کسی که کسب و کاری را سامان می‌دهد و ریسک این کار را می‌پذیرد؛ به این امید که از این ریسک کردن، سودی به دست آورد.

ارزش آفرینی [وسپر]

کارآفرین کسی است که توانسته باشد ارزش ایجاد کند.

به عبارتی، وسپر از بین شرکت کوچکی که فقط برای پنج نفر شغل ایجاد می‌کند اما ارزش بسیار بالای اقتصادی ایجاد می‌کند و کسب و کاری که برای هزاران نفر شغل ایجاد می‌کند، اما ارزش آفرین نیست، مورد نخست را معیار کارآفرینی می‌داند. (او بین کارآفرینی و شغل آفرینی تفاوت و تمایز قایل است).

تمرکز بر اقدام [گوردون بتی (Baty)]

او تفاوت کارآفرینان با سایر افراد جامعه را در این می‌داند که:

آن‌ها قصد اقدام دارند؛ به اقدام کردن و عمل کردن فکر می‌کنند.

آن‌ها اگر جایی حرفی بشنوند، شکایتی داشته باشند، فرصتی ببینند، تهدیدی حس کنند، راهکار را در اقدام کردن می‌بینند و با خلق کسب و کار، می‌کوشند نسبت به آنچه دیده‌اند و احساس کرده‌اند، عکس‌العمل نشان دهند.

فراتر از امکانات موجود [برینگر (Barringer) و ایرلند (Ireland)]

کارآفرینی یک فرآیند است که طی آن، افراد فرصت‌هایی را که می‌بینند، بی‌توجه به منابعی که در حال حاضر در اختیار دارند، تعقیب می‌کنند تا بتوانند از کالاها و خدماتی که در آینده خلق خواهد شد، بهره ببرند.

انواع کارآفرینی:

  • کارآفرینی اجتماعی: این نوع کارآفرینی بر حل مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی تمرکز دارد. هدف کارآفرینان اجتماعی ایجاد تغییرات مثبت در جامعه و جهان است.
  • کارآفرینی کوچک: این نوع کارآفرینی به راه‌اندازی و اداره‌ی کسب‌وکارهای کوچک با تعداد کارکنان محدود می‌پردازد.
  • کارآفرینی شرکتی: این نوع کارآفرینی در داخل شرکت‌های بزرگ انجام می‌شود. کارکنان این شرکت‌ها ایده‌های جدیدی را برای بهبود محصولات و خدمات شرکت ارایه می‌دهند.

جمع‌بندی:

در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است، کارآفرینی نقشی حیاتی نه تنها در رشد و توسعه اقتصادی، که همچنین در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی ایفا می‌کند. کارآفرینان با ارایه راه‌حل‌های خلاقانه و نوآورانه خود، به حل چالش‌های مختلف از جمله بیکاری، فقر، آلودگی محیط زیست و… کمک می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید