تعریف استارت‌آپ

استارت‌آپ یا استارتاپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی، شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند.

در این زمینه که آیا باید هر فعالیت نوپایی را استارتاپ در نظر گرفت یا نه، اختلاف‌نظر وجود دارد. در برخی کتاب‌ها،‌ مقالات و مصاحبه‌ها، معنای محدودتری برای استارتاپ در نظر گرفته می‌شود و بین استارتاپ (یا کسب و کار نوپا) با کسب و کارهای کوچک (Small Business) تفاوت قایلند.

تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت استارتاپ در حوزه تکنولوژی ویا فناوری اطلاعات ویا در فضای آنلاین و اینترنت باشد، اما بسیاری از استارت‌آپ‌ها در سال‌های اخیر حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند؛ که البته برخی دلایل آن از تعاریف زیر درباره استارتاپ قابل فهم است.

تعریف استارت‌آپ در دیکشنری وبستر

یک کسب و کار جدید است (منبع)

بر اساس این تعریف، دامنه مشاغل استارتاپی بسیار گسترده خواهد بود. یعنی اگر یک مغازه یا فروشگاه کوچک یا مثلاً یک فروشگاه آنلاین کوچک اینستاگرامی هم راه‌اندازی شود، استارتاپ تأسیس شده است. وبستر تأکید می‌کند که کلمه استارتاپ از سال ۱۸۴۵ در متون انگلیسی وجود داشته است.

تعریف استارت‌آپ توسط USSBA (مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا)

کسب و کارهایی که دو ویژگی دارند: (منبع)

(۱) معمولاً حول محور تکنولوژی شکل گرفته‌اند و (۲) پتانسیل رشد بالایی دارند.

پتانسیل رشد بالا باعث می‌شود که برخی از استارتاپ‌ها بیشتر از کسب و کارهای کوچک (غیراستارتاپی) به دنبال تأمین مالی (جذب پول) باشند؛ چرا که با جذب سرمایه می‌توانند به سرعت سهم بیشتری از بازار بالقوه‌ی خود را در اختیار بگیرند.

تعریف استارت‌آپ توسط استیو بلنک

استیو بلنک از پیشگامان نظریه‌پردازی در حوزه‌ی استارتاپ.

سازمانی موقتی که برای جستجوی مدل کسب و کار خود شکل گرفته است؛
مدل کسب و کاری که تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر است. (منبع)

در این تعریف ۳ نکته‌ی کلیدی درباره‌ی ویژگی‌های استارتاپ وجود دارد:

۱. مجموعه‌های استارتاپی هنوز در وضعیت ابهام هستند و مدل کسب و کار خود را کشف نکرده‌اند. یعنی هنوز دقیقاً‌ نمی‌دانند محصول‌شان چیست و مشتریان‌شان چه کسانی هستند و چگونه قرار است با ارائه‌ی محصول به مشتریان خود، ارزش ایجاد کنند.

۲. شرکت‌های استارتاپی به دنبال یک مدل قابل تکرار (Repeatable Business Model) می‌گردند. یعنی مدلی که بتوانند به سادگی آن را از یک محصول به محصول دیگر توسعه دهند (مثلا دیجی‌کالا توانست ایده استارتاپی خود را از فروش لوازم دیجیتالی به لوازم خانه و بعداً انواع محصولات توسعه دهد و همان بازی را در بازارهای دیگر تکرار کند).

۳. مدل کسب و کار آن‌ها مقیاس‌پذیر است (Scalable Business Model). یعنی همان کاری را که امروز مثلاً برای ۱۰۰ مشتری انجام می‌دهند، به صورت بالقوه بتوانند برای ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰۰ مشتری هم انجام دهند.

تعریف استارت‌آپ توسط اریک ریس

یک نهاد انسانی برای ارایه یک محصول یا خدمت جدید
در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد.

اریک ریس (Eric Ries) کارآفرین مشهور سیلیکون‌ولی است.

استارتاپ یک نهاد (Institution) است و نه یک محصول. به بیان دیگر، استارتاپ نگاهی فراتر از محصول داشته و مدام در پی رشد و کشف قلمروهای تازه باشد.

ابهام یا عدم قطعیت کلمه‌ی کلیدی در این تعریف است و او تأکید می‌کند که برای غلبه بر این ابهام،‌ مدیران استارتاپی باید به سراغ «یادگیری بر پایه‌ی اعتبارسنجی» بروند. یعنی هیچ فرضی را به شکل مطلق، درست در نظر نگیرند و در هر مرحله با آزمودن فرض‌هایشان زمینه‌ی برداشتن گام بعدی را فراهم کنند.

در نگاه اریک ریس (و همین‌طور استیو بلنک) این آزمودن فرضیه‌ها بسیار مهم هستند. حتی اگر باعث شوند استارتاپ برنامه‌ی فعلی خود را متوقف کند و مسیر تازه‌ای در پیش گیرد. به همین علت، اصطلاح Fail Fast در اکوسیستم استارتاپی (یا اگر دقیق‌تر بگوییم: جامعه استارتاپی) رواج یافته و طرفداران فراوانی دارد.

نتیجه‌گیری

شاید بتوان از برآیند تعاریف فوق اینطور برداشت کرد که: استارتاپ‌ها به دنبال توسعه مدل کسب و کاری هستند که قابلیت رشد زیاد را فراهم کند (تکرار پذیری و مقیاس پذیری). نتیجتا اغلب از کمک فناوری‌های نوین و همچنین جذب سرمایه شتاب‌دهنده‌ها و دیگر حامیان استارتاپ‌ها در این مسیر استفاده می‌کنند. نوآوری که از ویژگی‌های کارآفرینی و به خصوص استارتاپ‌هاست، معمولا شرایط ابهام و عدم قطعیت مطرح شده را ایجاب می‌کند.

درباره استارتاپ اجتماعی سیمرغ بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید