بیشتر افراد در جامعه ما، چشمبسته وارد دنیای کسبوکار میشوند. حتی بیشتر افراد موفق جوامع دنیا، همچنان با مفاهیم اقتصادی مشکل دارند. برای نمونه، دلیل ارزش افزودهای که در بخش ساختمان موجود است، انگیزه زیادی برای سرریز درآمدها از بخشهای دیگر به بخش ساختمان وجود دارد، ولی در برخی موارد با این سرمایهگذاری همچون یک قلک رفتار میشود؛ با وجودی که حجم سرمایه موجود در این قلک حتی ممکن است از چند ده میلیارد تومان بیشتر باشد!! اینکه میتوان با این حجم پول برای افراد زیادی اشتغال بوجود آورد و در بازه زمانی مشخصی این سرمایه را چند برابر کرد، در مقیاس کلان در اقتصاد ملی، رونق ایجاد کرد و از آن سکویی برای موفقیتهای فردی و اجتماعی گستردهتر بوجود آورد، نادیده گرفته میشود!
در حقیقت برای جوامع ما، مفاهیم اقتصادی بصورت کلمات و فرمولهای پیچیدهای هستند که تنها برای دانشگاهها یا سازمانها و صنایع خاص مفید هستند. به همین دلیل حتی از اخبار و برنامههای اقتصادی رادیو و تلویزیون گریزان هستیم. اگرچه رفاه و اقتصاد از ارکان مهم زندگی میباشند.
برخی از اصطلاحات و ضربالمثلهای موجود در فرهنگ ما نیز بصورت غیرسازنده و ناآگاهانه با فرهنگِ پیشرفت و موفقیتهای اقتصادی در تضاد هستند. بعنوان مثال استفاده از ضربالمثلهای: “هر که دندان دهد، نان هم دهد” یا “چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن.”
از اقتصاد خانوار و نقش هر یک از افراد خانواده در آن، شناخت پول (چگونگی بودن با پول و رفتار با آن)، و همچنین راههای سازنده و حرفهای برای افزایش دارایی خانوار و… تعریف ساده و کاربردی نداریم. “باشگاه فرهنگِ اقتصاد و سرمایهگذاری” در شبکه جهانی توسعه پایدار در پاسخ به نیازهای پیشگفته ایجاد شده است.”