۵- سبک زندگی و تأثیر آن در سلامتی (جسمی، ذهنی، و روانی) و رسیدن به اهداف

سبک زندگی (lifestyle) برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. این عبارت اولین‌بار توسط آلفرد آدلر در سال ۱۹۲۹ ابداع شد. سبک زندگی (یا شیوه زندگی)، مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتاری، حالت‌ها، و سلیقه‌ها در هر چیزی را در بر می‌گیرد. به بیان دیگر، سبک زندگی و فرهنگ فردی افراد در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی‌شان را آزادانه انتخاب کنند. ولی نکته مهم‌تر آن است که سبک زندگی (که وابستگی شدیدی به فرهنگ فردی اشخاص دارد)، بایستی آگاهانه و بالغانه انتخاب شود. در بیشتر موارد ناراحتی‌ها، ناهماهنگی‌ها، ناهنجاری‌ها، ارتباطات ناسالم، دلخوری‌ها، و به‌ویژه بیماری‌ها از سبک زندگی غیرسازنده (که اغلب ناآگاهانه انتخاب شده است) حادث می‌شوند. در اغلب مواقع، مجموعه عناصر

۶- نقش مخرب سیستم‌های خانوادگی، آموزشی، و اجتماعی در رشد و بالندگی افراد

هر کودکی در بدو تولد دارای بی‌نهایت پتانسیل و توانایی است. در فرآیند رشد از همان ابتدا، نخست پدر، مادر، خواهران، و برادران و سپس افراد فامیل، محله، و مدرسه (و محیط کار و دانشگاه) از طرفی، بخشی از این پتانسیل‌ها را شکوفا و از طرف دیگر، بخش دیگری از این پتانسیل‌ها را سرکوب می‌کنند. البته بدیهی است که پدر و مادر برای کودک بدخواهی ندارند، ولی این اتفاق معمولاً ناخودآگاه رخ می‌دهد. به عنوان مثال کودکان‌مان را برای خوشبخت شدن پرورش می‌دهیم و خوشبختی را زندگی آسوده و بدون هرگونه دغدغه‌ای تعریف می‌کنیم. در نتیجه، آن‌ها در گذران زندگی تاب تحمل ناملایمات را ندارند. چنان‌چه خوشبختی را برای آن‌ها: (۱) جاری بودن در لحظات، و (۲) لذت بردن از

۷- نقش بانوان در بالندگی افراد، خانواده‌ها، سازمان‌ها، و جوامع

زنان بیش از نیمی از جامعه ایران را تشکیل می‌دهند، ولی متأسفانه به‌دلایل شخصی یا اجتماعی، جوامع از ایفای نقش سازنده‌ای که زنان می‌توانند در توسعه کشورها داشته باشند، محروم مانده‌اند. به بیان دیگر، یا آن‌ها خود را باور ندارند و یا اینکه پنداشت‌ها و هنجارهای اجتماعی از نقش‌آفرینی گسترده زنان جلوگیری نموده است. به‌هرحال، در گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن، نقش زنان اگر نگوییم پر‌رنگ‌تر از نقش مردان می‌باشد، حداقل با آن‌ها برابر است. چرا که در خانواده‌های امروزی ما: تمامی این موارد، لزوم تمرکز برای برنامه‌ریزی فرهنگی – آموزشی و به مشارکت گرفتن توان‌های منحصر به‌ فرد این جمعیت آینده‌ساز را دو چندان می‌کند. از این رو، شبکه جهانی توسعه پایدار با تشخیص اهمیت این موارد،

۸- نقش فرهنگِ کار و روابط حرفه‌ای در توسعه پایدار

برو کار می‌کن مگو چیست کار که سرمایه جاودانی است کار سیستم‌های آموزشی و پرورشی ما در مدارس و دانشگاه‌ها کارمندپرور هستند نه کارآفرین‌پرور. از این رو است که افراد پس از فارغ‌التحصیلی انتظار دارند شغل مورد نظر از سوی خانواده‌شان یا دولت فراهم آید. البته این امر تقریبا در همه‌ی دنیا صادق است. به بیان دیگر، داشتن ایده یا تخصص یک مقوله است و اجرایی کردن ایده یا اداره کردن یک کسب‌و‌کار، مقوله‌ای دیگر. مشکل اساسی در جوامع ما، تعریف “کار” است. به همین نکته دقت کنید که در فرهنگ ما بصورت روزمره چه بسیار گفته می‌شود “کار و زندگی”. در حقیقت، مشکل اصلی این است که بصورت ناخودآگاه، “کار” را مقوله‌ای جدای از “زندگی” می‌دانیم و نه بخشی

۹- فرهنگِ اقتصاد و سرمایه‌گذاری

بیشتر افراد در جامعه ما، چشم‌بسته وارد دنیای کسب‌و‌کار می‌شوند. حتی بیشتر افراد موفق جوامع دنیا، همچنان با مفاهیم اقتصادی مشکل دارند. برای نمونه، دلیل ارزش افزوده‌ای که در بخش ساختمان موجود است، انگیزه زیادی برای سر‌ریز درآمدها از بخش‌های دیگر به بخش ساختمان وجود دارد، ولی در برخی موارد با این سرمایه‌گذاری همچون یک قلک رفتار می‌شود؛ با وجودی که حجم سرمایه موجود در این قلک حتی ممکن است از چند ده میلیارد تومان بیشتر باشد!! اینکه می‌توان با این حجم پول برای افراد زیادی اشتغال بوجود آورد و در بازه زمانی مشخصی این سرمایه را چند برابر کرد، در مقیاس کلان در اقتصاد ملی، رونق ایجاد کرد و از آن سکویی برای موفقیت‌های فردی و اجتماعی گسترده‌تر بوجود

۱۰- کرونا: آغاز رنسانس بشریت به سوی انسانیت

«این مقاله در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۹۸ در آغازین روزهای گسترش اپیدمی کرونا نگارش یافت – هنگام قرائت به زمان نگارش آن توجه فرمایید.» آری، حقیقت این است که کرونا به رنسانس بشریت در سطح جهانی خواهد انجامید. حقیقت این است که به لطف ظهور ویروس کرونا، انسان‌ها در حال دریافت آگاهی نسبت به برخی از خطاهای استراتژیک در زندگی شخصی، خانوادگی، و اجتماعی خود هستند. خطاهایی که نه تنها زندگی خود، بلکه عزیزان و همنوعان و محیط زیست و بشریت را به ورطه نابودی و هلاکت سوق داده بود. در حقیقت به برکت کرونا ، تعصب کورکورانه بر روی جهان‌بینی‌های مخرب و خرافات و انحرافات و بدعت‌ها برچیده شد. حقیقت این است که بشریت و تمدن بشری و جهان‌بینی‌ها در حال پاک‌سازی